تبلیغات
از زبون یه مسافرخونه

از زبون یه مسافرخونه
ایوان تهی است و باغ از یاد مسافر سرشار!
سلام دوستان امیدوارم حال و اوضاع همه خوب باشه
ببخشید از تعللم برای بروز نکردن وبلاگ
می دونید چند وقتیه یکم حالم گرفتس
بخاطر بیچارگی آدما

IMG4UP

واقعن خیلی آدما گرفتارن
پای دردو دل هرکس میشینی یه دنیا غم داره
نمیگم فقط غم توی دنیا غمه! همیشه میگم دنیا که نه؛ اما زندگی خیلی قشنگه و بهش کاملن معتقدم
اما دیشب یه اتفاق خیلی خوب افتاد...
نمیدونم چندنفر از شما تئاتر اومدیم نبودید رفتیم رو دیدید، من خودمم زیاد اهل تئاتر نبودمو هنوزم نیسم اما خب این دفه داداشی جونم منو دعوت کردو رفتیم 

IMG4UP

توضیح عکس:
(طبیعتن اولش اعلام کردن که عکس برداری و فیلم برداری نشه مام اطاعت کردیم بنابراین ببخشید عکسا از اینترنت انتخاب شدن!)

محتوای خیلی غمناکی داشت و کاملنم به همین افکاری که من توش بودم می خورد. واقعن براش زحمت کشیده شده بود یه جورایی بگم کارشون حرف نداشت البته از لحاظ هنریش من سردر نمیارم اما محتواییش ...

IMG4UP

توضیح عکس:
(اینکه از 19 فروردین به بعد بجای این خانم مهناز افشار خانم هانیه توسلی برای این نقش ایفای نقش کردند خدارو شکر!! خب یکم از مهناز افشار خوشم که نمیاد یکمم بدم میاد)

یه نکته جالب توش بود. دلم نمیخواد داستان رو تعریف کنم دوست دارم اگه بعدن دوباره اجرا داشتند برین و ببینین فقط در همین حد بگم که موضوعش مربوط به پینوکیو بود...
نکته جالبش این بود که همه فکر میکنیم که پری مهربون به پینوکیو خیلی کمک می کرد که تبدیل به یه پسر بچه واقعی شه اما خب روباه مکار و گربه نره نمیذاشتن!
خب این تئاتر یه دید دیگه داشت اینکه پری مهربون خودش در اسارت پینوکیو بود و وقتی پینوکیو بهش راه داد اون هم که پری بود از راه درست به انحراف کشیده شد!!!
پری مهربون که نباید کار بد کنه اما انقد همه چی بد شده که پری هم...
خلاصه دیشب تا صبح نتونسم بخوابم همش فکر کردم اما به این نتیجه رسیدم که اینا امتحانه و خدا می خواد ببینه ما در این وضعیت می تونیم آدم بمونیم یا...
با خودم عهد بستم از امروز صبح بیشتر خوب باشم و بیشتر کارای مفید بکنم و محکم تر باشم
خدا به هممون کمک کنه

راسی امروز گوشیمو ریست می خواسم بکنم اما پیداش نمیکردم راهشو.

IMG4UP

ایمیل زدم به شرکتش 5 مین نگذشته بود که جواب دادن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

IMG4UP

واقعن داشت شاخام در میومد! میگم چقد خوبه مام انقد به فکر آدمای دیگه باشیم و مشکلشونو سریع حل کنیما!!!

لطفـــــــن شاد باشید



طبقه بندی: مـــاهدیس جون،
[ سه شنبه پنجم اردیبهشتماه سال 1391 ] [ 15:49 ] [ ماهدیــــــس ]
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره اینجا

سلام ...
اینجا یه مسافرخونس!
تاحالاش که یه عالمه آدم اومدن و رفتن!
هر روز یه عالمه نی نی به مسافرخونه پا میذارنو یه عالمه آدمو پیر و جوون میمیرن یعنی از مسافرخونه میرن!
پا گذاشتن به مسافرخونه و خداحافظی ازش هم عالمی داره ها!
جالبه همیشه وقتی نگاه می کنم می بینم همیشه وقتی می خواد کسی پاشو بذاره تو مسافرخونه باید نی نی باشه اما تو هر سنی می شه ازینجا خدافظی کرد و رفت!!!!
الان 2 تا مسافر داریم که 22 و 23 ساله اینجا هستن! اسمشون "ماهدیس" و "سارینا"س!
اگه میخواین بدونین معنی اسمشون چیه باید بگم که:
ماهدیس و سارینا به ترتیب معنی "زیبارو و مانند ماه" و "خالص و پاک"
2 تا آدم واقعن متفاوت، اما دوست! کلی هم خاطره و اتفاقای عادی و بعضی وقتا عجیب و غریب واسشون افتاده!
من بیشتر نظاره گرم یه وقتام از کاراشون تعجب می کنم. قضاوت نه ها! اما خب چون خودشون تو ماجرا هستن یه وقتا از اتفاقا ناراحت می شن یه وقتا خوشحال! اما من دارم از بیرون نگاه می کنم می بینم چی شده و چی نشده! هر چی نباشه اونا دارن تو همین مسافر خونه زندگی می کنن!
خیلی وقتا مسافرا خیلی اتفاقای پشت زمینه رو نمی بینن اما خب من که می بینم!
حالا قراره بیان پیش من تعریف کنن و منم خب که ماجرارو دیدم واسشون یه چیزایی رو توضییح بدم!!!

امیدوارم از مطالب این مسافرخونه و 2تا مسافرش خوشتون بیاد!
چند نفر اومدن؟
همه مهمونامون : نفر
مهمونای این ماهمون : نفر
خودمون : عدد
خاطراتمون : عدد
آخرین خاطره :
...

نایت اسکین