تبلیغات
از زبون یه مسافرخونه

از زبون یه مسافرخونه
ایوان تهی است و باغ از یاد مسافر سرشار!

امروز یه تیپ جدیـــــــد زدم البته هنو خرید عید نرفتما! اما خب بالاخره لازم بود یه خریدی بعد امتحانا و فارغ التحصیلی خودمو مهمون کنم!

خوشگــــــــــل شدم؟؟؟

آپ 98 ,  آپلود عکس , آپلود رایگان , آپلود نامحدود , آپلود لینک مستقیم , آپلود فایل , اشتراک فایل , اشتراک عکس , آپلود مجانی , آپلود مجانی عکس , آپلود مجانی فایل , آپلود رایگان , آپلود رایگان عکس , آپلود رایگان فایل , بهترین آپلود سنتر , بهترین سایت آپلود                  آپ 98 ,  آپلود عکس , آپلود رایگان , آپلود نامحدود , آپلود لینک مستقیم , آپلود فایل , اشتراک فایل , اشتراک عکس , آپلود مجانی , آپلود مجانی عکس , آپلود مجانی فایل , آپلود رایگان , آپلود رایگان عکس , آپلود رایگان فایل , بهترین آپلود سنتر , بهترین سایت آپلود

بریم سراغ خاطره امروز > > > > خاطره آخری که من گذاشتمو یادتون هست؟؟ استاد فلانی محترم رو به خاطر می آرید؟؟

اگه یادتون نیس یه سر بهش بزنین چون چیزی که می خوام براتون تعریف کنم در رابطه با همون موضوعه! البته قرار نیس سریالی بنویسما اما خب دیگه این دفه اینطوریه!

چند روزی بود که دیگه با این اتفاقو چیزایی از قبیل تقلبات بیش از حد تو کنکورا داشتم از زندگی ناامید می شدم!! اما از پریروز همون استاد محترم هی به گوشیم زنگ می زد!منم بر نمی داشتم و هی سایلنت می کردم!

 اصلن حوصله اشو نداشتم! ول کنم نبود هی زنگ میزد!!

تا این که یکی از دوستانم باهام تماس گرفت گفت با استاد فلانی محترم یه تماس بگیرم!گفتم ببین دانشگاه تموم شد دیگه نمی خوامم ریخت بی ریختشو ببینم!!

گفت زشته یه زنگ بهش بزن گفته جواب ندادی نگرانت شده!!!{ همین جا باید چند تا نکته رو بگم:

اول اینکه این آقای استاد فلانی یه داداش داره که تو دانشگاهمون  زیاد می ره و می اد که آقای خوش تیپ خان از طرف من ملقب شده!!این آقا از ما خوشش اومد و به استاد فلانی گفت بیاد بهم بگه! اول این که قدش 10سانتی از من کوتاه تر بود بعدم سه مَن (یک نوع واحد اندازه گیری مخصوص ریش می باشد!!!) ریش داشت و مام شرمندشون شدیم! از این جا یکم این استاد فلانی جون از ما عصبانی گشت!!

دوم این که این دوستم که این همه هی گفت به این استاده یه زنگ بزن از هیچی خبر نداش یعنی نه از ماجرای مقالم نه از این داداش جونِ استاد!!! }

خلاصه من یه زنگی زدم به استاد جونو ...

آپ 98 ,  آپلود عکس , آپلود رایگان , آپلود نامحدود , آپلود لینک مستقیم , آپلود فایل , اشتراک فایل , اشتراک عکس , آپلود مجانی , آپلود مجانی عکس , آپلود مجانی فایل , آپلود رایگان , آپلود رایگان عکس , آپلود رایگان فایل , بهترین آپلود سنتر , بهترین سایت آپلود

گفتم با بنده امری داشتید؟

گفت: خانم ماهدیس از ما خبری نمی گیری؟

گفتم: جویای احوال هستیم دورا دور!!!( آره جون خودم!!)

گفت: تشریف نمی آورید یه سر دانشگاه؟

گفتم: اگه خدا بخواد نمره هام که بیاد دیگه واسه کارای فارغ التحصیلی می رم.

 یهو گفت: می خواستم بگم از اتفاقی که واسه تحقیقت افتاد خیلی شرمندت شدم!!!!!!!

گفتم: بله؟؟؟

گفت: ببین یه بلایی سرم اومد که زندگیم داره خراب می شه! یاد تو افتادم گفتم شاید تو ازم دلخوری!( دلخور؟؟؟؟ دلخور مال یه دقیقمه بابا!!!)

اولش که مطمئن بودم داره دستم می ندازه! اما آخرای حرفاش دیگه واقعن باورم شد راستکی راستکی ناراحته!

گفت خانم ماهدیس من آدم بدی نیستم این دفه هم که این کارو کردم مجبور شدم! آخه باید تا 2روز دیگش حتمن یه مقاله می دادم که عضویت هیئت علمی بودنم خدشه دار نشه!!!( می شد که می شد به من چه آخه؟؟؟)

می گن خدا جای حق نشسته و بالاخره یه جا آدم-بدا می فهمن که باید سزای کاراشونو ببنن!

راسی اینم بگم که من تو این برنامه کلید اسرار کار نمی کنماااا! هیچ وقتم فک نمی کردم یکی بیاد ازم حلالیت  بگیره!!

آخرشم یاد این مناجات خواجه عبدالله انصاری افتادم: 

آپ 98 ,  آپلود عکس , آپلود رایگان , آپلود نامحدود , آپلود لینک مستقیم , آپلود فایل , اشتراک فایل , اشتراک عکس , آپلود مجانی , آپلود مجانی عکس , آپلود مجانی فایل , آپلود رایگان , آپلود رایگان عکس , آپلود رایگان فایل , بهترین آپلود سنتر , بهترین سایت آپلود

الهــــی!

جلال عـــــزت تو جای اشـــــارت نگذاشت...





طبقه بندی: مـــاهدیس جون،
[ یکشنبه بیست و سوم بهمنماه سال 1390 ] [ 19:29 ] [ ماهدیــــــس ]
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره اینجا

سلام ...
اینجا یه مسافرخونس!
تاحالاش که یه عالمه آدم اومدن و رفتن!
هر روز یه عالمه نی نی به مسافرخونه پا میذارنو یه عالمه آدمو پیر و جوون میمیرن یعنی از مسافرخونه میرن!
پا گذاشتن به مسافرخونه و خداحافظی ازش هم عالمی داره ها!
جالبه همیشه وقتی نگاه می کنم می بینم همیشه وقتی می خواد کسی پاشو بذاره تو مسافرخونه باید نی نی باشه اما تو هر سنی می شه ازینجا خدافظی کرد و رفت!!!!
الان 2 تا مسافر داریم که 22 و 23 ساله اینجا هستن! اسمشون "ماهدیس" و "سارینا"س!
اگه میخواین بدونین معنی اسمشون چیه باید بگم که:
ماهدیس و سارینا به ترتیب معنی "زیبارو و مانند ماه" و "خالص و پاک"
2 تا آدم واقعن متفاوت، اما دوست! کلی هم خاطره و اتفاقای عادی و بعضی وقتا عجیب و غریب واسشون افتاده!
من بیشتر نظاره گرم یه وقتام از کاراشون تعجب می کنم. قضاوت نه ها! اما خب چون خودشون تو ماجرا هستن یه وقتا از اتفاقا ناراحت می شن یه وقتا خوشحال! اما من دارم از بیرون نگاه می کنم می بینم چی شده و چی نشده! هر چی نباشه اونا دارن تو همین مسافر خونه زندگی می کنن!
خیلی وقتا مسافرا خیلی اتفاقای پشت زمینه رو نمی بینن اما خب من که می بینم!
حالا قراره بیان پیش من تعریف کنن و منم خب که ماجرارو دیدم واسشون یه چیزایی رو توضییح بدم!!!

امیدوارم از مطالب این مسافرخونه و 2تا مسافرش خوشتون بیاد!
چند نفر اومدن؟
همه مهمونامون : نفر
مهمونای این ماهمون : نفر
خودمون : عدد
خاطراتمون : عدد
آخرین خاطره :
...

نایت اسکین