تبلیغات
از زبون یه مسافرخونه

از زبون یه مسافرخونه
ایوان تهی است و باغ از یاد مسافر سرشار!
من کلن عاشق آدمام ... خیلی وقتا، تو خیابوناساعتها راه میرمو مردم رو نگاه میکنم ... خیلی از تفاوت های آدما و کاراشون لذت می برم ...
چند روزه نسبت به آدما یکم بی اعتماد شدم ... 
امرو نشسته بودمو داشتم نظرات مطلب قبل مسافرخونه رو جواب می دادم( همین جا از لطف همه دوستان تشکر می کنم خیلی نسبت بهمون لطف داشتن) و تو سایتا یه گشتی می زدم که ...

آپلود عكس , آپلود رایگان عكس , آپلود تصویر , آپلود فایل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا

یه مطلب از سید مهدی شجاعی دیدم که از کتاب حرف هایی که کهنه نمی شوند اش بود. خلاصه یاد یه مطلب ازش افتادم. خیلی مفصل نمی گمش که برین کتابشو بخرید!!!

آپلود عكس , آپلود رایگان عكس , آپلود تصویر , آپلود فایل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا

تو یکی از مقالاتش نوشته رفته بوده فرودگاه، به مشهد پرواز داشته ساعت 8 صبح و برگشتشم همون روز ساعت 4 بعداز ظهر بوده!
خودشم همش نگران تاخیر هواپیما بوده! اما هر مرحله که رد می شده می پرسیده: تاخیر که نداره؟ اونام جواب می دادن نـــــه! حتا زمانی هم که بلیطش رو مهر میزنن و وارد سالن انتظار میشه که اتوبوس باید سوار می شدن تا هواپیما، هم حرفی از تاخیر نبوده! اما بالاخره متوجه تاخیر میشنو ... کلی ناراحت میشن که چرا انقد بی نظمی؟؟؟ آخرم به مسئولی که اونجا نشسته بوده میگن:
- من ساعت چهار پرواز برگشت دارم!
- (می خندد) اگر خیلی شانس بیاورید چهار از اینجا پرواز کنید!
- پس چه کار باید کرد؟
- کنسل. روی بلیطتان مهر میزنیم و کنسل می کنیم.
- همین؟
- بله. همین.
بلیطم را مهر می زنند و پروازم را همراه با تتمه اعتمادم، کنسل می کنند.( این تیکه رنگی رو عینن از کتابش نوشتم)

آپلود عكس , آپلود رایگان عكس , آپلود تصویر , آپلود فایل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا

این جمله آخر دقیقن اتفاقی است که برام افتاده!
یه ته اعتمادی واسم مونده بود اما اونم دارم از دست می دم!
چند روز پیش یه مقاله که چند ماه پیش نوشته بودم اما نرسیده بودم مرتبش کنم رو بعد از منظم کردنش دادم به استادم که ایراداشو بگیره( در عالم استاد دانشجویی) که بفرستم واسه چاپ تو یه مجله! اما ...
استاد خیلی محترمم به نام خودشون واسه یه نشریه فرستادن!
جالب اینجاس که اصلن هم خجالت نمی کشن و خیلی راحت می گن عزیزم عالی بود!!!!!!!!!! خواستی واسه جایی بفرستی باهام هماهنگ کن که تابلو نشیم! بالاخره اگه دقیقن یه جور باشه با 2 تا اسم ممکنه دردسر ایجاد شه!بخدا همه چی حدی داره!!!
روی مطلبی که وقت گذاشتی و زحمت کشیدی باید از یکی دیگه واسه چاپش اجازه بگیری!!! خیلی جالبه ها!

بازم به هرحال شاد خواهم بود و به این فکر می کنم که خدا رو شکر خدا بهم قدرتی داده که بتونم اونطوری بنویسم که استاد نتونه غلط بگیره که هیچ، با اندکی و فقط اندکی تغییرات علاقه پیدا کنه که به نام خودش چاپ کنه!
الان طوری خودمو با این فک گول زدم که انگار وسط بهشتمو 
همه چی به شدت آرومــــــــــــه!!!

آپلود عكس , آپلود رایگان عكس , آپلود تصویر , آپلود فایل , آپلود سنتر ,آپلود عکس برای وبلاگ , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان, free image upload center , آپلود رایگان فیلم , آپلود عکس برای بلاگفا



طبقه بندی: مـــاهدیس جون،
[ جمعه چهاردهم بهمنماه سال 1390 ] [ 19:38 ] [ ماهدیــــــس ]
نمایش نظرات 1 تا 30
درباره اینجا

سلام ...
اینجا یه مسافرخونس!
تاحالاش که یه عالمه آدم اومدن و رفتن!
هر روز یه عالمه نی نی به مسافرخونه پا میذارنو یه عالمه آدمو پیر و جوون میمیرن یعنی از مسافرخونه میرن!
پا گذاشتن به مسافرخونه و خداحافظی ازش هم عالمی داره ها!
جالبه همیشه وقتی نگاه می کنم می بینم همیشه وقتی می خواد کسی پاشو بذاره تو مسافرخونه باید نی نی باشه اما تو هر سنی می شه ازینجا خدافظی کرد و رفت!!!!
الان 2 تا مسافر داریم که 22 و 23 ساله اینجا هستن! اسمشون "ماهدیس" و "سارینا"س!
اگه میخواین بدونین معنی اسمشون چیه باید بگم که:
ماهدیس و سارینا به ترتیب معنی "زیبارو و مانند ماه" و "خالص و پاک"
2 تا آدم واقعن متفاوت، اما دوست! کلی هم خاطره و اتفاقای عادی و بعضی وقتا عجیب و غریب واسشون افتاده!
من بیشتر نظاره گرم یه وقتام از کاراشون تعجب می کنم. قضاوت نه ها! اما خب چون خودشون تو ماجرا هستن یه وقتا از اتفاقا ناراحت می شن یه وقتا خوشحال! اما من دارم از بیرون نگاه می کنم می بینم چی شده و چی نشده! هر چی نباشه اونا دارن تو همین مسافر خونه زندگی می کنن!
خیلی وقتا مسافرا خیلی اتفاقای پشت زمینه رو نمی بینن اما خب من که می بینم!
حالا قراره بیان پیش من تعریف کنن و منم خب که ماجرارو دیدم واسشون یه چیزایی رو توضییح بدم!!!

امیدوارم از مطالب این مسافرخونه و 2تا مسافرش خوشتون بیاد!
چند نفر اومدن؟
همه مهمونامون : نفر
مهمونای این ماهمون : نفر
خودمون : عدد
خاطراتمون : عدد
آخرین خاطره :
...

نایت اسکین